Sunday, August 27, 2017

دفاعيه كارن وفادارى از زندان اوين بند موقت






از گذشت سيزده ماه از حبس او و همسرش آفرين نيسارى بعد


2/5/96 اندرزگاه 4  سالن 3 تاریخ 

 دفاع آخرموضوع درخواست:


 جناب آقای صلواتی، قاضی و ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب:به:
                             
با توجه به اینکه اینجانب نه سواد حقوقی دارم و نه اینکه بیشتر از 10 کلاس در ایران درس نخوانده ام، دفاعیات حقوقی را به عهدۀ وکیل خود می سپارم. و به این قناعت می کنم که بگویم تمامی اتهامات وارده علیه من و خانم آفرین نیساری، بلا استثناء واهی و کذب و ناشی از سوء تفاهم بوده است. اعتقاد دارم که ضابطین قضائی به منظور نیل به اهداف سیاسی و اقتصادی خود، بدون تحقیقات کافی و جمع آوری اسناد لازم مبادرت به دستگیری مان کردند. با عنایت به اینکه نه تنها مستنداتی دال بر اینکه اتهامات یاد شده را به ما منطبق نماید، وجود ندارد، بلکه مشخصاً هیچ کدام از ما دو نفر نیٌت و قصد اقدام به هیچ حرفی علی الخصوص جرائم علیه امنیت ملی و ضدیت با جمهوری اسلامی را نیز نداشته ایم چه برسد به اینکه عملاً مرتکب عمل محرمانه ای شده باشیم. با وجودیکه همه می گویند: "چون شما را یک سال در بازداشت موقت نگه داشته اند، حتماً به یک چیزی محکوم می شوید"، چون من اعتقاد راسخ به بیگناهی مان دارم و امید به اجرای عدالت در محکمه شما را دارم انتظار برائت را از شما و خدای یگانه، بخشاینده و آمرزنده دارم.
از اینکه اول به اتهام "جاسوسی" دستگیر و یکماه در انفرادی حبس شدیم و بعدش به بهانۀ 2 کیفرخواست امنیتی جدید و متفاوت یک سال در زندان نگه داشته شدیم هنوز تو شوک هستم. علی الخصوص که تبصرۀ ماده 510 صریحاً آنچه را اعلام می دارد که بازجویان بعد از گذشت فقط 20 روز به ما اظهار کردند: اینکه برایشان "مسجل است که ما جاسوس نیستیم"!! چون من و خانم نیساری هیچ علاقه و گرایشی سیاسی نداریم و نداشتیم. نه تنها عضو هیچ حزب، اجتماع، انجمن، صنف، دسته، گروهک یا حتی گروه های تلگرامی و کامپیوتری هم نبودیم.
اصلاً قبل از ورود به زندان هیچ فعال سیاسی و حقوق بشری را حتی به اسم نمی شناختیم و از وجود سازمانی به نام "امنیت سپاه" نیز بی خبر بودیم. ولی بازجویان سپاه بارها سعی کردند که ما را از شخص شما... بترسانند. (هنوز نمی دانم که از روز اول میدانستند که پرونده من به شعبه شما ارجاع شود؟) هنوزم که هنوزه از اینکه چطور یک ضابط قوۀ قضائیه با اینقدر اعتماد به نفس و افتخار از کنترل خودش به روی قوۀ قضائیه صحبت کند، متعجبم!
آقای صلواتی، شاید بازجویان از هنرمندانی که خانم نیساری انتخاب کرده بودند و از نقاشی شان خوششان نمی آید؛ شاید از مانتوی مشکی خانم نیساری (با وجود یکه گشاد و تا سر قوزک پای او را پوشانده بود) که چهارم اسفند موقع تفهیم اتهام به تن داشت خوششان نیاید؛ شاید هم جامعه از مصرف مشروب را که متاسفانه از بچگی به آن عادت کرده بودم تائید نکند؛ شاید اینکه بازجو به من بگوید که بدترین روز زندگی اش روزی بوده که بدستور امام خمینی (ره) کسبه های اقلیت دیگر مجبور نبودند که با علامتی به درب مغازه هایشان اقلیت بودنشان را به مشتری اعلام کنند؛ و خیلی شایدهای دیگر. ولی باور کنید که اینها هیچکدام دلیل نمی شود که ما آدم های فاسد، وطن فروش و یا قانون شکنی باشیم، چه عمدی و چه غیر عمدی.
من افتخار می کنم که زاده کشوری هستم که اقوام و ادیان گوناگونِ آن هزاران سال در کنار یکدیگر با صلح و آرامش زندگی می کنند، چون همه اول ایرانی هستیم و بعد زرتشتی، مسلمان، مسیحی، ترک، کرد، و یا فارس. همانطوریکه که یک مسلمان به کشور خودش عشق می ورزد، من هم به عنوان یک زرتشتی وطن پرست به کشورم عشق میورزم و از خداوند متعال آرزوی سعادت وطنم را می کنم. هر کس که به وطن خود چنین عشق بورزد، تحت هیچ شرایطی حاضر به خیانت به کشور خود نمی باشد. حتی گفته دیگران را که می گویند "چون زرتشتی هستی، این پرونده را برایت درست کرده اند" را نمی پذیرم.   
  چون من اول یک شهروند ایرانی هستم و بعد از آن یک زرتشتی ام، و تحمل مناقشه های فرقه ای و قومی را ندارم.
شاید خودتان بدانید که من متعلق به خانواده های هستم که بیشتر ایرانیان نامِ نیک آنرا شنیده اند. مرحوم مادرم مهرانگیز فیروزگر تا روز مرگش رئیس هئیت مدیره بیمارستان فیروزگر که پدرش وقف ملت ایران کرده بود. دائی مرا انگلیسی ها بی رحمانه به قتل رساندند تا نتواند صنعت برق ایران را بومی کند. مگر ممکن است که مادر من که به خاطر عشق به وطنش تمام وقت و انرژی خود را صرف امور خیریه و در بیمارستان فیروزگر خدمت به مردم عزیز ایران کرده بود، فرزندی تربیت کرده باشد که به آمال و آرزویش که سر بلندی کشور ایران بوده، خیانت کند یا کسی دیگر را وادار به اعمال ناشایست کند؟ کوچکترین خطا از جانب من (که در چشم همگان مخصوصاً همکیشان هستم) خلاف اصول دینی زرتشتیان، سنت و فرهنگ قوم ها و اعتقادات خود و اجدادم (که تمامی وجوشان وقف خدمت به جامعه و مردم ایران بوده اند) است. بر خلاف ظلم و جوری که بخاطر تشکیل این پرونده و بازداشت بی رحمانه من و همسرم به ما وارد شده، من هرگز ایرانی بودن خود را فراموش نخواهم کرد و تا جایی که توان داشته باشم برای تعالی کشور عزیزم تلاش خواهم کرد. جهت احقاق حق خودم، خانواده ام و حتی فامیل فیروزگر بارها در دادگاه های متعدد شرکت کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که در نهایت حق به حق دار می رسد؛ و چنانچه عدالت به دست انسانها اجرا نشود، خداوند خود عدالت را اجرا می کند.
آقای صلواتی، با وجودیکه من هنوز مسلمان نشده ام، قرآن را چند بار خوانده ام، احکام نهج البلاغه و کتاب "مغز متفکر شیعه" را نیز مطالعه کرده ام. امام اول شیعیان، حضرت علی (ع) فرموده اند که در قضاوت بین یک مسلمان و غیر مسلمان تفاوتی نیست. من اعتقاد دارم که اگر امام اول شیعیان نسبت به من و خانم نیساری قضاوت می کرد، جهت نیل به حقانیت و عدالت و نه صرفاً محکومیت، ایشان ما را تبرئه و سریعاً از اسارت آزاد میکردند. در نظر بگیرید که اگر شما یک قاضی نبودید و اشخاصی (هدفمند و با غیظ) برای شما پرونده ای درست کرده باشند، آیا اولین خواسته شما این نبود که قاضی شما فردی عادل و بی طرف باشد که مستقلاً بر اساس مستندات تصمیم بگیرد؟ من خوب می دانم که با وجودیکه من یک زرتشتی هستم (چون همیشه دینِ مبین اسلام را باور داشته ام و احترام گذاشته ام) اگر هم به نا حق محکوم شوم با عدالت الهی که شما نماینده اش روی زمین هستید و عدالتِ امام اول شیعیان حق ما در آخرت گرفته خواهد شد.
آنچه در این چند صفحه خطاب به محضرعالی نوشته ام، از اعماق وجودم برآمده. فرهنگ قومی و مذهب زرتشتی به من آموخته که تنفر و کینه را به دل راه ندهم و انتقام جو نباشم. از طرفی دیگر من به دست یک مسلمان زاییده شده ام و به وسیله مسلمانان متدین تربیت شده ام، در کنار مسلمانان بزرگ شده ام، به مدرسه رفته ام، رفاقت کرده ام و از همه مهمتر همسری گزیده ام. برای همین امیدوارم که با دید باز و علی – وار نسبت به من و خانم نیساری قضاوت کنید.
الان به امید حقانیت و عدالت فقط میخواهم که آزاد بشوم و فرزندانم را که ۲ سال است از من دور بوده اند را ببینم. انشاالله

کارن وفاداری